امروز اولین روز سال 1396 و این اولین یادداشتم توی سال جدید هست .
دلم میخواد شروع نوشتنم توی سال نو ،با حس های خوب همراه باشه. ولی چه کنم که واقعا اینطور نیست . وااقعیت اینه که قلبم آزرده است .
میدونید؛ رفتار بزرگوارانه داشتن ، شاید وقتی هنوز اون ظرفیتای وجودی رو پیدا نکردی ، از درون فشار وارد میکنه و بعد از مدتی انسان رو از پا در میاره !!! .... نمیدونم ؛ ولی فکر میکنم ما آدما وقتی از چیزی ناراحتیم و طولانی مدت اینو مخفی میکنیم ، نه تنها باعث رشدمون نمیشه ، بلکه آسیبهای جدی به خودمون و حتی اطرافیانمون می زنیم. اینکه همیشه رفتاری داشته باشیم که نشون دهنده این باشه که از اطرافیان ناراحت نیستیم یا بهمون برنخورده ، ظاهرا حتی اطرافیان رو دچار سوءتفاهم می کنه.
عده ای (شاید بهتر باشه بگم اغلب آدما !! ) حتی فکر میکنند ما چقدر انسان بی تفاوتی هستیم و گذشت ما رو میزارن به حساب نادانی و سادگیمون !!! و جالبه که بعد از مدتی حتی این رفتار رو به عنوان یک وظیفه ازت انتظار دارن !!!و کافیه یک بار اون حس واقعی خودت رو که ناراحتی از رفتار طرف مقابل بوده ، بروز بدی ... اونوقته که تمام خوبیهات یک باره از چشموشون می افته !! و این بدلیل توقعات بی جایی هست که برای اطرافیان ، خودمون بوجود آوردیم .
من میبینم ، میفهمم ولی گذشت میکنم و نادیده می گیرم ، ولی متأسفانه عده ای میزارن به حساب سادگیم . همیشه توی روابطم بیشتر از اینکه خواسته و نظر خودم برام اهمیت داشته باشه ، خواست و علاقه و نشاط اطرافیان برام مهم بوده و اون احترام و دوستی و دور هم بودن !!
و درد آورتر از همه ، عده ی دیگه ای هستن ( از بین اون آدم خوبا ) ؛ که مهربان بودن ، گذشت ، احترام و خوب حرف زدن رو میزارن به حساب چاپلوسی !!!
قبلا" فکر میکردم آدم بدی بودن خیلی سخت تر از آدم خوب بودنه !! ولی هر چی بزرگتر میشم اولا" به کوچکی خودم بیشتر پی می برم و ثانیا" می فهمم آدم خوب و بزرگ بودن ، الکی نیست و بسیار بسیار زحمت و تلاش میخواد . اصلا" اینطور نیست که مثل توی فیلمها ما خوب بودن رو انتخاب کنیم و بخواییم خوب باشیم و اینطور هم بشه !!
برای مثال کسی که شهید میشه به معنای واقعی ، حتما تا قبل از شهادتش خیلی از ابعاد وجودی و ظرفیت هاشو بزرگ کرده تا به این مقام برسه . بماند که عده ای بنا به شرایط ، شانس بزرگی اوردن و عنایت و لطف الهی شامل حالشون شده و تونستن ره صد ساله رو یه شبه برن !! ولی اغلب اینطور نیست . به نظرم حتی معصومین برای بزرگ بودن و بزرگ موندن ، خیلی خیلی تلاش کردن و سختی ها رو به جون خریدن.
اما اینکه آدم واقعا" بتونه رفتار بزرگوارانه داشته باشه ، تا چه حد خوبه؟؟؟
گاهی با خودم فکر میکنم اصلا" شاید من اصول رفتار درست رو نمیدونم. شاید فکر میکنم که برخی از رفتار ها درست هست !! در حالی که اشتباهه!!! ... شاید گذشت بی جا ، به همون اندازه بد باشه که گذشت نکردن !!!
مدتی قبل در مورد یکی از خصوصیاتم با یکی از متخصصین علوم تربیتی و اجتماعی که از اساتید خوب و برجسته دانشگاه فرهنگیان بودن صحبت کردم و چقدر تشخیصشون در مورد من درست بود و من تازه متوجه اشکال کار خودم شدم !! و زمانی که اون مسئله رو در خودم برطرف کردم ، چقدرتوی همون زمینه به آرامش رسیدم . و به تازگی ؛ به توصیه یکی از دوستان گرامیم متوجه شدم بهتره بجای کمک گرفتن از مشاوران روانشناس ( که خداروشکر با اینکه قصدش رو داشتم ولی تا حالا پیش هیچ کدوم نرفتم ) ، ما به متخصصین و کارشناسان تربیتی رجوع کنیم تا رفتار و مهارتهای خودمون رو تغییر و پرورش بدیم . و من این موضوع رو به عینه توی مدت اخیر تجربه کردم .
به هر حال من پارسال این موقع با خودم یه قرار گذاشتم ، و اون این بود که از هیچ کس و هیچ چیز ناراحت نشم . اما حالا بعد از گذشت یکسال به این نتیجه رسیدم که یا این رفتار اشتباهه و یا من هنوز تحمل و ظرفیتش رو ندارم .
اما با اومدن سال جدید ، میخوام بازم روی رفتارهام تجدید نظر داشته باشم. و این رویکرد رو اگه خدا بخواد تلاش می کنم تا آخر عمر با خودم همراه داشته باشم . برای انسان کامل شدن ، پیش از هر چیز لازمه یاد بگیریم آزادانه تر فکر کنیم و مهارت تغییر رفتار و اصلاح اشتباهات رو بیشتر در خودمون بوجود بیاریم . خیلی آزادانه و رها .... البته رها نه به معنای اینکه هرطور که دلمون خواست رفتار کنیم ، رها به معنای اینکه از چهارچوبهای اشتباهی که برای خودمون ساختیم بیرون بیاییم تا بتونیم راه درست رو ببینیم و بشناسیم و جلو بریم ... انشاءالله ....
یکی از کارهای خوبی که درآستانه سال نو انجام دادم ، محدود کردن استفاده از شبکه های اجتماعی بود. برای استفاده از شبکه های اجتماعی متوجه شدم لازم نیست حتما" ما در دسترس عموم باشیم . میشه و بهتره که خودمون افراد مورد نظر رو برای ارتباط بیشتر انتخاب کنیم . توی جایگاهی که من هستم نیازی به ارتباطات گسترده نیست و حتی این میتونه مشکلات و درگیریهای ذهنی من رو بیشتر کنه . و خود این یک مهارت استفاده از شبکه های اجتماعی هست . لازم نیست برای استفاده از این ابزار همه به یک شکل استفاده کنند ، هر کس باید یاد بگیره بنا به نیاز و ضرورتش ازشون بهره ببره . اگه برای یک نفر ارتباطات وسیع و گسترذه نیاز هست ، لزوما" نباید برای من هم به این صورت باشه . فعلا"من میتونم ارتباطاتم رو محدودتر کنم تا آرامش بیشتری هم داشته باشم . برای همین شبکه های اجتماعیم رو از روی شماره خودم مجددا" برداشتم.
خب .......
امیدوارم سال نو برای همه پر از خیر و برکت و معنویت باشه و یه سال جدید همراه با کلی اتفاقای خوب و قشنگ در انتظار همه مون باشه . بهترین آرزوها رو برای تک تک شما عزیزانی که به این باغ خیالی تشریف میارین و خوشحالم می کنید دارم و از خدای مهربون براتون سلامتی و سعادتمندی و عمر باعزت و خیلی چیزای خوب دیگه مسئلت دارم ....
نوروزتون مبارک

برچسب:
نویسنده: سارا هاشمی